تبليغاتX
هیچستانها Bahman Sardari's Profile
Bahman Sardari's Facebook Profile
Create Your Badge
رهگذر هيچستانم

ترانه  را نشنيد

غوغا را نديد

خنديدگفت:

صفاي بركه بي آب كجاست

صحراي بي روح كجاست

آشنايي داد ساقه خشكي مرا

 از هجر گفت  مهاجر بي ريا

آلوده خزان، فرجام بهانه است

سد شكسته و ضرب پاي گريان است

بي صفا گل به بلبل تنه زد 

غصه از غم كرد و فرياد بزد

 تشنه ام آب كو

 مرده ام خاك كو

 بلبل درد من باز كرد

 راز من در گوش باز كرد

 ز باز فرياد دشت ودمن

ز اشك آفتاب و تيغ بر زمن

آخرين فرياد جيغ بر روي تيغ

پر ز هيهات پر ز دريغ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 14:2  توسط بهمن | 

 

 بيا چون كوه دالاهو قوي باش 

 سرود مثنوي معنوي باش 

 بيا حالا كه ديگر خاتمي نيست 

 رفيق مير حسين موسوي باش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 2:0  توسط بهمن | 

روزي آمديم كه بسازيم،

نه بسازيم ،اما ساختيم ،كه نساختيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/15ساعت 1:33  توسط بهمن | 
چه شد آن خنده پاك

حق من سردي خاك

چه شد آن سبز بهار

حق من چوبه دار

چه شد آن چهچه مرغك

حق من ضربه تيرك

چه شد آن عشوه ياس

حق من بازي تاس

چه شد آن تللؤ يشم

حق من سيره خشم

چه شد آن ستاره بخت

حق من سياهي رخت

چه شد آن ماه گردون

حق من حال دگرگون

چه شد آن شهاب آمال

حق من وفاي ترمال

 چه شد آن موج خروشان

حق من درون جوشان

چه شد آن ساحل مامن

حق من بوي تعفن

چه شد آن كوه كمر كش

حق من تيغه خط كش

 چه شد آن فصل پر از برد

حق من مصيبت سرد

چه شد آن سوار پر رشك

حق من ديده پر اشك

چه شد آن دل طلايي

حق من زجر الهي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/06ساعت 0:29  توسط بهمن | 

برای کی مینویسم 

 که شاید یاد شوم یا خوانده شوم مسخره است

 ای ساقی نمی خواهم در این عالم بمانم و ببینم آنچه را که نمی خواهم ببینم و چرا و چرا

بی فایده است این همه فریاد در جمع کران

و باز تنهایی وعزلت ناگریز است چون جسارت در من مرده است و در حال هویت دادن به بی هویتی خویش هستم سرگرم به این بازی و دلخوش شاید سر خوش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 0:10  توسط بهمن | 

يادبود عزيزان شمعي به سحر افروختم

نظر كردم

آسمان فانوسي

بادباداك های ناقوسي

غباري زسوار

ردي  ز نعل اسب تكسوار

پيك بود

كوله بارش لقمه هاي بغض سنگين

تود ها زاري نسل خاكستري

خنجر بر سيب سرخ باغچه همسايه

قصه هاي قشنگ دروغ

 و فريبي تلخ

شكو غضب آلود خانه و آشيانه ز باغبان شنيدم

و

خاموشي ، در لحظه جان سپردن بانگ دلاويز شباهنگ

فراموشي دزديدن سر پناه در ويرانه ها به وقت رگبار

خزان خاطره آدمها در چشمه سار به رسم زمانه

عطر بوته خشكيده گلدان در ايوان

پيچيده  به تمناي باغچه

نهان كردن نقل پريشانيها در پشت ستاره

نوشتن يادگاري مخفيانه در شبستان

آتش به تابلوي ابريشم

 كمند بر گردن كرشمه آهوي دشت

 بيد مجنون در قفس

همه اسير

و من به ياد خاطره

هزار دستان رميده  مي نوشم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/23ساعت 0:40  توسط بهمن | 

هنوز هم نفهمیدم برای چه باید شاد بود .همیشه برایم سئوال است که چرا این همه تکاپو؟

گذر عمر دیدن و شادی کردن  

سالی ۱ بار از روی اجبار به هم لبخند زدن در آغوش کشیدن و از درون تهی بودن .گریزم به تنهایی ایست یا ناگزیر به تنهایی . از مرور گذشته تا توهم امید به اینده انگار راه دیگری نیست.فردا هم مثل دیروز است فقط سالی ۱ بار در توهمم نوروز است نمیدانم اگر به راستی سال نو شده است پس چرا دلم هنوز هم بوی کهنگی میدهد و حرف های تکراری گذشته به گوشم می رسد این روز ها همچو قفسی برایم تنگ است ولی گریزم از قفس به قفسی دیگر است . صدای خرد شد می آید استخوان هایم همچو گذشته باز خواهد شکست و نگاهی خیره به هیچستان.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 2:35  توسط بهمن | 
يك‌ روستا، يك‌ قرآن
در بازگشت در جاده پر پيچ و خم كوهستاني فهميدم حواسم را در آنجا جا گذاشته‌ام. در روستايي ناشناخته و زيبا در دل كوهستان‌هاي سرزمين غيرت و غرور كردستان.

روستايي بر بلنداي كوه در دل دره‌اي سرسبز روستايي با درختان سربرافراشته و چشمه‌هاي زيبا. روستايي غريب. آري اينجا روستاي «نگل» است. ...>

 

روزنامه جام جم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت 23:29  توسط بهمن | 
بارها اين مسير را رفته‌ام، ولي پاييز آن بهشت طلايي رنگي است كه دست‌كمي از بهشت بهاري‌اش ندارد. براستي پاييزان واقعي اينجاست و خرد شدن برگ‌ها زير پا و با همسرايي باد در درختان عور، سمفوني زيبايي را شكل مي‌دهد كه فقط يك بار در سال مي‌توان آن را شنيد.

وصف اين بهشت پاييزي خالي از لطف نيست، ولي تا آن را به چشم نبينيد، نمي‌توانيد آن را احساس كنيد.

ابتدا بايد به خطه سرسبز گيلان رفت تا بتوان پاييز را توي رنگ خشك درخت‌ها احساس كرد. جاده اسالم كه از سه‌راه اسالم شروع مي‌شود و 70 كيلومتر در دل كوه، انسان را مبهوت خود مي‌كند تا به خلخال برسد....>
+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت 23:24  توسط بهمن | 

Guitar Rig3 محصولي حرفه‌اي كه هر گيتاريستي تقريبا با آن آشنايي داردو براي ساخت و اجراي زنده از آن بهره مي‌برد. گيتار ريگ جهت استفاده از انواع آمپ‌ها و افكت‌ها، آنالوگ و ديجيتال با كيفيت فوق‌العاده و همچنين امكان ضبط و اديت و لوپ دارد، (يك استوديو كامل) لوپ ماشين يكي از ابزارهاي گيتار ريگ جهت ايجاد Loop كه كه بعد از نصب نرم افزار آن روي رايانه مشخص مي‌باشد ، است .

اصل مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/28ساعت 17:11  توسط بهمن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تنهايم ولي زنده كه شايد باراني ببارد در اين شب خفته

آرزويم سينه سرخي است كه ميخواند

آرزويم بادي است كه در جنگل مي ماند

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
آرشیو موضوعی
جام جم
پیوندها
برنادت
مستانه سرايي
علي تنها
نسترن
مینو
تور ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Bahman Sardari's Profile
Bahman Sardari's Facebook Profile
Create Your Badge